افزایش ۲۲ میلیون نفری جمعیت با اولویتبندی؛ نقشهراه عبور از زمستان پیر

امیرحسین خدائی، پژوهشگر
چرا باید نگران زمستان پیری باشیم؟
ایران در آستانه یکی از مهمترین تحولات جمعیتی تاریخ خود قرار دارد. بر اساس دادههای اخیر مرکز آمار ایران، نرخ باروری کل کشور در سالهای اخیر به حدود ۱.۶ فرزند به ازای هر زن رسیده است؛ رقمی که فاصله محسوسی با سطح جانشینی جمعیت (۲.۱) دارد. همزمان روند سالمندی با سرعتی بالاتر از میانگین جهانی در حال افزایش است.
برآوردهای رسمی نشان میدهد سهم سالمندان بالای ۶۰ سال که در سال ۱۳۹۵ حدود ۹.۵ درصد جمعیت کشور بود، اکنون به حدود ۱۴ درصد رسیده و در صورت تداوم روند فعلی میتواند تا سال ۱۴۳۰ به حدود ۳۰ درصد جمعیت برسد. چنین وضعیتی به معنای افزایش فشار بر نظام سلامت، صندوقهای بازنشستگی و کاهش نیروی کار فعال در اقتصاد است. از همین رو، مسئله جمعیت امروز به یکی از موضوعات راهبردی در سیاستگذاری ملی تبدیل شده است.
ظرفیتهای مغفول برای جهش جمعیتی
بررسی دادههای جمعیتی نشان میدهد که بخشی از ظرفیت افزایش جمعیت در داخل ساختار جمعیتی فعلی کشور وجود دارد و با سیاستگذاری هدفمند میتوان آن را فعال کرد. دو محور مهم در این زمینه، درمان ناباروری و تسهیل ازدواج در سنین باروری است.
۱. درمان ناباروری؛ تحقق ظرفیت چند میلیونی تولد
برآوردهای حوزه سلامت نشان میدهد که در ایران حدود ۳ تا ۵ میلیون زوج نابارور وجود دارند. بسیاری از این زوجها تمایل جدی به فرزندآوری دارند اما هزینههای درمان و دسترسی محدود به مراکز تخصصی در برخی استانها مانع تحقق این خواسته شده است. در حال حاضر حدود ۱۵۰ مرکز درمان ناباروری در کشور فعال است که بخشی از خدمات آنها تحت پوشش بیمه قرار گرفته است.
اگر دسترسی به این خدمات گسترش یافته و پوشش بیمهای کاملتری برقرار شود، با فرض میانگین دو فرزند برای هر زوج، امکان تولد حدود ۷ تا ۸ میلیون نفر از طریق این مسیر قابل تصور است. از آنجا که ایران در حوزه فناوریهای کمکباروری مانند IVF از توان علمی قابل توجهی برخوردار است، این مسیر یکی از سریعترین و عملیترین راهکارهای تقویت جمعیت محسوب میشود.
۲. زنان در سن ازدواج؛ سرمایه جمعیتی فعال
تحلیل دادههای جمعیتی مبتنی بر آخرین برآوردهای مرکز آمار نشان میدهد حدود ۷ تا ۷.۵ میلیون زن مجرد در سنین ۲۰ تا ۴۰ سال در کشور حضور دارند؛ بازهای که به عنوان «سنین طلایی باروری» شناخته میشود. این جمعیت، یکی از مهمترین ظرفیتهای بالقوه برای تشکیل خانواده و فرزندآوری در سالهای پیش رو است. در صورتی که موانع اقتصادی و اجتماعی ازدواج بهویژه مسئله مسکن، اشتغال پایدار و هزینههای آغاز زندگی کاهش یابد، این گروه میتواند زمینه تولد حدود ۱۴ تا ۱۵ میلیون فرزند را در میانمدت فراهم کند.
برآورد ظرفیت جمعیتی
با تجمیع این دو ظرفیت میتوان تصویری روشن از امکان افزایش جمعیت ترسیم کرد:
- حدود ۷ تا ۸ میلیون تولد بالقوه از طریق درمان ناباروری
- حدود ۱۴ تا ۱۵ میلیون تولد بالقوه از طریق تسهیل ازدواج زنان در سن باروری
در مجموع، این دو مسیر میتوانند ظرفیت حدود ۲۱ تا ۲۲ میلیون نفر افزایش جمعیت را در افق میانمدت ایجاد کنند؛ ظرفیتی که اگر با سیاستهای پایدار اجتماعی و اقتصادی همراه شود، میتواند ساختار سنی کشور را متعادل نگه دارد.
تجربه جهانی: حمایت هوشمند، نه دستوری
تجربه کشورهایی که با بحران کاهش موالید مواجه بودهاند نشان میدهد که سیاست جمعیتی موفق، صرفاً با شعار یا بخشنامه پیش نمیرود؛ بلکه نیازمند یک «بسته حمایتی پایدار» است که همزمان سه مانع اصلی را هدف بگیرد: هزینه فرزندآوری، فشار شغلی والدین، و تأمین معیشت و مسکن خانواده.
فرانسه یکی از کاملترین الگوهای حمایتی را دارد. در این کشور، خانوادهها پس از تولد فرزند از مجموعهای از کمکها بهرهمند میشوند: کمکهزینه تولد در قالب بستههای PAJE، کمکهزینه ماهانه فرزند برای خانوادههای دارای دو فرزند و بیشتر، و یارانههای قابلتوجه برای مهدکودک و نگهداری کودک. مزیت الگوی فرانسه این است که حمایت از خانواده را به یک سیاست مستمر تبدیل کرده، نه یک پاداش مقطعی.
سوئد نمونهای کلاسیک از حمایت ساختاری از خانواده است. در این کشور، والدین برای هر فرزند تا ۴۸۰ روز مرخصی والدینی دارند و بخشی از این مرخصی با نرخ جبرانی مناسب پرداخت میشود. علاوه بر این، کمکهزینه ماهانه کودک نیز پرداخت میشود. سوئد نشان داده که اگر فرزندآوری با امنیت شغلی و توازن کار و خانواده همراه شود، فشار اقتصادی و روانی بر والدین کاهش مییابد.
ژاپن که سالها با کاهش موالید روبهرو بوده، در سالهای اخیر بستههای تازهای برای تشویق فرزندآوری تصویب کرده است. از جمله این حمایتها، افزایش کمکهزینه کودک و اصلاح مرخصی والدینی است. در برخی اصلاحات جدید، اگر هر دو والد از مرخصی استفاده کنند، جبران درآمد در ماههای نخست میتواند به حدود ۸۰ درصد حقوق برسد. ژاپن از این جهت مهم است که نشان میدهد حتی در اقتصادهای پیشرفته و کمباروری، سیاستهای مالی و شغلی میتوانند نقش مؤثر داشته باشند.
کره جنوبی شاید تهاجمیترین سیاستهای مالی را در میان کشورهای شرق آسیا اجرا کرده باشد. در این کشور، کمکهای نقدی برای تولد و نگهداری کودک بهطور مستمر افزایش یافته و در برخی برنامهها، حمایت ماهانه و سالانه دولت از خانوادهها بهطور محسوس گسترش یافته است. همچنین مرخصی والدینی و یارانههای مراقبت از کودک تقویت شدهاند. با این حال، تجربه کره جنوبی نشان میدهد که پول بهتنهایی کافی نیست و باید با مسکن، امنیت شغلی و کاهش هزینه تربیت کودک همراه شود.
روسیه نیز از مشهورترین نمونههای «پاداش نقدی مستقیم» است. در قالب برنامه سرمایه مادری، دولت برای تولد فرزند اول حدود ۶۳۰ هزار روبل و برای فرزند دوم و فرزندان بعدی حدود ۸۳۳ هزار روبل حمایت در نظر گرفته است. این سیاست به خانوادهها اجازه میدهد منابع مالی را برای مسکن، آموزش یا نیازهای اولیه کودک استفاده کنند. روسیه نشان میدهد که پاداشهای بزرگ و ملموس، اگر با ثبات سیاستی همراه باشند، میتوانند بر تصمیم فرزندآوری اثر بگذارند.
جمعبندی تحلیلی این بخش
مرور تجربه این کشورها نشان میدهد که موفقترین سیاستها، ترکیبیاند:
- پاداش نقدی یا کمکهزینه تولد
- مرخصی والدینی طولانی و پرداختشده
- یارانه مهدکودک و نگهداری کودک
- حمایت مسکن و امنیت شغلی
یعنی اگر کشوری بخواهد نرخ باروری را بالا ببرد، باید فرزندآوری را از یک هزینه سنگین فردی به یک انتخاب قابلمدیریت خانوادگی تبدیل کند.




