پیلههای اطلاعاتی با فرض فیلترینگ

دکتر غلامحسین بیابانی؛ دبیر انجمن توسعه مطالعات علوم و نوآوری کارآگاهی ایران
در یک دنیای فرضی با فیلترینگ کامل، سه مشکل را می توان شناسایی و مورد بررسی قرار داد. این مشکلات هر نظامی را که در آن افراد کنترل کاملی بر دنیای ارتباطی خود داشته باشند و آن کنترل را برای ساخت تالارهای پژواک یا پیلههای اطلاعاتی به کار گیرند، تهدید خواهد کرد.
نخستین مشکل مربوط به تجزیه شدن است. این مشکل از ایجاد انجمنهای بحثی میآید که اعضایش بیش از همه با یکدیگر صحبت میکنند و به هم گوش میدهند.
یک نتیجه محتمل، دشواری زیاد در درک مشترک است. زمانی که جامعه چند تکه شده است، گروههای متکثر به قطبیسازی متمایل خواهند شد و این شیوه به افراطیگری و حتی نفرت و خشونت منجر خواهد شد.
فناوریهای مدرن و شبکههای اجتماعی توانایی مردم در گوش دادن به پژواک صداهای خودشان و جداساختن خود از دیگران را به شدت افزایش میدهند. یک نتیجه مهم، وجود سیلابههای سایبری است؛ فرایندی از تبادل اطلاعات که در آن، حقایق فرضی خاص یا دیدگاههایی فراگیر میشوند؛ صرفاً به این دلیل که به نظر میرسد بسیاری از مردم آنها را باور دارند.
سیلابههای سایبری اغلب باعث افزایش تجزیه میشوند، زیرا آنها برای برخی گروهها اتفاق میافتند و برای دیگر گروهها خیر. در حقیقت سیلابههای سایبری اغلب منبع اصلی تجزیه هستند (و همچنین باور به مسائل دروغین).دشواری دوم شامل یک ویژگی متمایز اطلاعات است. اطلاعات به لحاظ فنی کالایی عمومی است، یعنی زمانی که شخصی چیزی بداند، دیگران نیز از آن بهره میبرند.
اگر شما در مورد جرائم در محله یا مشکل تغییرات اقلیمی یاد بگیرید، ممکن است به دیگران نیز بگویید و آنها از چیزی که شما یاد گرفتهاید، منفعت خواهند برد. در نظامی که در آن هر شخص بتواند جهان ارتباطی خود را شخصیسازی کند، یا این جهان برای آنها شخصیسازی شده باشد، این خطر وجود دارد که مردم انتخابهایی داشته باشند که اطلاعات بسیار اندکی تولید میکنند.
یک مزیت نظامی با میانجیهای منافع عمومی و محلهای اجتماع عمومی (با دسترسی گسترده سخنرانان به جمعیتهای متکثر) این است که نوعی از توزیع اجتماعی اطلاعات را تضمین میکنند.
در همین زمان، جهان بیانی با فیلتر شخصی ممکن است تعداد بسیار اندکی از آن چیزی را تولید کند که ادنا اولمن-مارگالیتِ فیلسوف آن را کالاهای همبستگی مینامد؛ کالاهایی که ارزشششان با تعداد افرادی که آنها را مصرف میکنند، افزایش مییابد.
مناظرههای ریاست جمهوری مثالی کلاسیک از یک کالای همبستگی است.دشواری سوم و آخر، مربوط به دریافت صحیح از آزادی و رابطه بین مصرفکنندگان و شهروندان است. اگر ما به حاکمیت مصرفکننده باور داشته باشیم، و اگر ما از توانایی فیلتر کردن را استفاده کنیم، ممکن است فکر کنیم که آزادی به ارضای ترجیحات خصوصی (در غیاب محدودیتهایی بر انتخابهای شخصی) محدود میشود.
این، نوعی دیدگاه فراگیر در مورد آزادی است. درحقیقت، دیدگاهی است که بخش زیادی از تفکر معاصر در مورد آزادی بیان را دربرمیگیرد. این امر تا حدود زیادی درست است، اما کافی بهنظر نمیرسد. درست است که بخش زیادی از تصویر بزرگتر را شامل میشود، ولی کل مسئله را نشان نمیدهد.
البته انتخاب آزاد مهم است، اما آن نوع آزادی که به درستی درک شده باشد، صرفاً به ارضای ترجیحاتی که مردم دارند، محدود نمیشود، بلکه همچنین شامل شانس داشتن ترجیحات و باورهایی نیز میشود که تحت شرایطی مطلوب شکل گرفتهاند؛ یعنی در توانایی داشتن ترجیحاتی پس از قرار گرفتن در معرض مقدار مناسبی از اطلاعات و همچنین مجموعه گسترده و متکثری از انتخابها ملاک عمل قرار دارد.




