جنگ ترانزیت، کامیون و کشنده، سلاح بیادعای ایران در نبرد مسیرها

✍️امیرحسین خدائی، پژوهشگر
جنگ لجستیک
درآمد، جنگی که بر سر مسیرها در میگیرد
در جهان امروز، بخش مهمی از قدرت ملی یک کشور در توانایی آن برای به حرکت درآوردن کالا، انرژی، سرمایه و انسان نهفته است. کشوری که بتواند مسیرهای تجارت جهانی را در اختیار بگیرد، صرفاً عوارض ترانزیت دریافت نمیکند، بلکه خود را در قلب زنجیرهای از فعالیتهای اقتصادی، صنعتی، مالی، بیمهای، انبارداری، تعمیرات و خدمات ارزشافزوده قرار میدهد. این دقیقاً همان چیزی است که از آن با عنوان جنگ لجستیک یاد میکنیم.
ایران از نظر جغرافیایی در نقطهای کمنظیر ایستاده است. از یک سو، آسیای مرکزی و چین را به خلیج فارس، دریای عمان و اقیانوس هند وصل میکند. از سوی دیگر، قفقاز و روسیه را به آبهای گرم جنوب متصل میسازد. و در محور سوم، ترکیه و اروپا را به آسیای مرکزی، افغانستان ، هند و پاکستان پیوند میزند.
پرسش اصلی این نیست که آیا ایران موقعیت ترانزیتی دارد یا نه. پرسش اصلی این است که چقدر از این موقعیت را بالفعل کرده است.
در دکترین جنگ لجستیک، ترانزیت دیگر یک فعالیت اقتصادی حاشیهای نیست، بلکه یک سلاح راهبردی و ابزار بقای ملی در برابر محاصرههای اقتصادی و تحریمهای فلجکننده است. کشوری که بتواند مسیرهای عبور کالا، انرژی و سرمایه را کنترل کند، در واقع گلوگاه تنفس اقتصادی رقبای خود را در دست دارد. و در قلب این نبرد، کامیون و کشنده ایستادهاند، سلاحهای بیادعایی که کمتر دیده میشوند، اما بدون آنها، هیچ زنجیره ترانزیتی کامل نمیشود.
کامیون و کشنده، حلقهای که هیچچیز جای آن را نمیگیرد
بزرگترین خطا در تحلیل ترانزیت، فروکاستن آن به عبور یک کامیون از یک مرز تا مرز دیگر است. یک محموله ترانزیتی که با کامیون جابهجا میشود، بهتنهایی میتواند برای دهها فعالیت اقتصادی تقاضا ایجاد کند. از خود کامیون و کشنده و یدککش گرفته تا تعمیرگاه و پمپبنزین و خدمات بیمه و بانک و تأمین مالی. از گمرک و شرکتهای حملونقل و فورواردرها و شرکتهای لجستیکی گرفته تا فناوری اطلاعات و ردیابی ماهوارهای و امنیت. از رستوران و هتل و خدمات رانندگان گرفته تا صنایع قطعهسازی و تولید کامیون و خدمات تعمیر و نگهداری.
نتیجه این است که هر تن کالای ترانزیتی که با کامیون جابهجا میشود، میتواند چندین بار در اقتصاد داخلی ارزش ایجاد کند. و همین است که کامیون را نه یک وسیله نقلیه ساده، بلکه یک صنعت چندلایه تبدیل میکند.
کامیون، انعطافپذیرترین ابزار حملونقل است، میتواند از درب کارخانه بار بگیرد، از مرزی عبور کند که هیچ زیرساخت ریلی ندارد، به شهرکی صنعتی برود که بندر خشک ندارد و در نهایت، کالا را در مقصد تحویل دهد. همین انعطافپذیری است که کامیون را به حلقه پایانی زنجیره ترانزیت و در بسیاری از مسیرها، به حلقه اصلی آن تبدیل کرده است. حتی وقتی کالا با کشتی یا قطار یا هواپیما جابهجا میشود، این کامیون است که آن را از بندر به انبار، از ایستگاه به کارخانه و از فرودگاه به مقصد نهایی میرساند. کامیون، حلقه اتصال تمام شیوههای حملونقل است.




