اخبار ایران

“اقتصاد آبی” – ضرورت ورود به انرژی باد فراساحلی

به گزارش پایگاه خبری «صدای سما» پهنه دریاها، برای هزاره‌ها و قرن‌های متمادی استفاده‌های محدودی داشت. مثلاً برای صیادی محدود یا به‌عنوان مسیری برای تجارت، برای فتوحات نظامی، یا برای انتقال کالا یا نفت و گاز از یک نقطه جهان به نقطه دیگر به کار می‌رفت. این محدودیت، به دلیل دشواری‌های دسترسی به منابع و به قعر دریاها یا نقاط دوردست آن بود.

اما در دهه‌های اخیر، تغییری بنیادین در ادراک بشر نسبت به دریا رخ داده است. دریا اکنون سرزمینی بکر، پهناور و سرشار از منابع است که می‌تواند اقتصاد جهانی را برای قرن آینده بازتعریف کند. این ادراک جدید، در مفهوم «اقتصاد آبی» (Blue Economy) متبلور است.

اقتصاد آبی، چتر بزرگی است که طیف گسترده‌ای از فعالیت‌های اقتصادی وابسته به دریا و سواحل را در بر می‌گیرد: از حمل‌ونقل دریایی و بندری تا شیلات و آبزی‌پروری، از گردشگری ساحلی تا استخراج معادن دریایی، از بیوتکنولوژی دریایی تا انرژی‌های تجدیدپذیر فراساحلی. هر یک از این حوزه‌ها، یک قطعه از پازل بزرگ‌تری است که می‌تواند رشد اقتصادی، اشتغال، امنیت غذایی و امنیت انرژی را برای کشورهای ساحلی به ارمغان بیاورد. ما در این پرونده به تمامی این موضعات یک به یک خواهیم پرداخت. در ابتدا به دلیل اهمیت راهبردی انواع انرژی‌های دریایی، به این حوزه ورود خواهیم کرد و در صدر این پرونده انرژی بادی فراساحلی (Offshore Wind) را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

چرا به باد فراساحلی می‌پردازیم؟

در میان تمام اجزای اقتصاد آبی، باد فراساحلی از چند جهت منحصر به فرد است.

اول، از منظر مقیاس: باد فراساحلی یک صنعت سرمایه‌بر و زیرساختی است. یک مزرعه بادی فراساحلی، یک پروژه چند میلیارد دلاری است که گاهی حتی می‌تواند برق یک کشور کوچک را تأمین کند. این مقیاس، آن را از یک فناوری ساده فراتر برده و به یک ابزار سیاست صنعتی تبدیل کرده است.

دوم، از منظر امنیت: برخلاف نفت و گاز که در بازارهای جهانی معامله می‌شوند و قیمت آن‌ها توسط جنگ، تحریم و بحران‌های ژئوپلیتیکی تعیین می‌شود، باد فراساحلی به تنها بستر دریاهای یک کشور وابسته است. پس از ساخت، هیچ سوختی برای خرید وجود ندارد، هیچ زنجیره لجستیکی برای مختل شدن وجود ندارد، و هیچ بازار کالایی نمی‌تواند شوک‌های خارجی را به قبض انرژی مصرف‌کننده منتقل کند.بنابراین باد فراساحلی، یک منبع بومی، غیرقابل مصادره و پایدار است.

سوم، از منظر اتصال به سایر بخش‌های اقتصاد آبی: باد فراساحلی یک صنعت منزوی نیست. این صنعت با بنادر و لجستیک دریایی (برای نصب و نگهداری(، شبکه‌های انتقال (برای انتقال برق به خشکی(، صنایع سنگین (برای تأمین فولاد، سیمان و آلومینیوم)، تولید هیدروژن سبز (برای صنایع شیمیایی و حمل‌ونقل سنگین)، و مهارت‌های دریایی (که از صنعت نفت و گاز به ارث رسیده) پیوندی عمیق دارد. بنابراین باید توجه داشت باد فراساحلی، یک کاتالیزور یا صنعت پیش‌رو، برای توسعه کل اقتصاد آبی است.

آنچه در بخش‌های پیش رو از این پرونده خواهید خواند

در بخش‌های بعدی پرونده، تلاش خواهد شد تمام ابعاد صنعت باد فراساحلی را — از بنیان‌های استراتژیک تا چالش‌های فنی، از سیاست‌گذاری و مالی تا بازارهای نوظهور — بصورت مستند، چندلایه و واقع‌بینانه تحلیل کنیم.

در این مسیر ما از داده‌ها و آمارهای رسمی منابع معتبر بین‌المللی — از جمله گزارش‌های شورای جهانی انرژی بادی (GWEC)، آژانس بین‌المللی انرژی (IEA)، آژانس بین‌المللی انرژی‌های تجدیدپذیر (IRENA) و انجمن انرژی بادی اروپا (WindEurope) — استفاده خواهیم کرد. در هر مقاله، هر عدد و آمار با ذکر دقیق منبع و صفحه ارائه می‌شود تا شفافیت و اعتبار علمی این مجموعه تضمین شود.

بخش اول: بنیان‌های استراتژیک و چشم‌انداز کلان

در 4 تا 5 مقاله به این پرداخته خواهد شد که چرا باد فراساحلی به یک ضرورت امنیتی تبدیل شده است؟ بحران‌های سوخت فسیلی — از 1973 تا 2026 — چه درس‌هایی برای ما داشته‌اند؟ و چگونه 1.5 تریلیون دلاری که صرف یارانه سوخت‌های فسیلی در بحران‌ها شد، می‌توانست سرنوشت انرژی جهان را تغییر دهد؟

سپس به وضعیت بازار جهانی 2025 می‌پردازیم: سالی که در آن 9.3 گیگاوات ظرفیت جدید به شبکه متصل شد، مجموع ظرفیت جهانی به 92.5 گیگاوات رسید، و چین با 71٪ سهم از رشد، همچنان موتور محرک جهان باقی ماند. اما در همین سال، مناقصات جهانی به یک‌پنجم سقوط کرد؛ یک پارادوکس که تحلیل آن، درک عمیق‌تری از پویایی‌های این صنعت به ما می‌دهد.

پیش‌بینی 2026-2035 نشان می‌دهد که جهان در آستانه یک جهش تاریخی است: ظرفیت تجمعی از 92.5 به 420 گیگاوات خواهد رسید که چهار برابر شدن در طول یک دهه را نشان می‌دهد. اما این رشد، نامتقارن خواهد بود: آسیا-پاسیفیک با 58٪ سهم، اروپا با رشد پایدار، و آمریکای لاتین به عنوان یک مرز جدید رشدهای ناهمگون و نامتوازنی را تجربه می‌کنند.

اروپا، زادگاه این صنعت، در دوراهی قرار دارد: از یک سو، بلندپروازانه‌ترین اهداف جهان (300 گیگاوات تا 2050) را تعیین کرده؛ از سوی دیگر، با کندی در نصب، شکست در مناقصات و گلوگاه‌های ساختاری مواجه است. و چین، با استراتژی «اقتصاد آبی با کیفیت بالا»، از آب‌های کم‌عمق به سمت آب‌های عمیق و توربین‌های شناور حرکت می‌کند و زنجیره تأمین جهانی را بازتعریف می‌کند.

بخش دوم: چالش‌ها، موانع و راه‌حل‌های فنی

پس از بررسی‌های کلان و استراتژیک، حدود 5 مقاله به این موضوعات پرداخته خواهد شد که آیا هزینه تراز شده انرژی (LCOE) تنها معیار سنجش رقابت‌پذیری است؟ پاسخ منفی است. کیفیت، هوش مصنوعی و دیجیتالی‌سازی لایه‌ای پنهان از هزینه‌ها را شکل می‌دهند که در محاسبات سنتی دیده نمی‌شود. از خرابی کابل‌های زیردریایی — که یکی از بزرگ‌ترین ریسک‌های بیمه‌ای این صنعت است — تا نگهداری پیش‌بینانه با هوش مصنوعی، این مقالات نشان می‌دهد که کیفیت اجرا، نه فقط مقیاس، عامل تعیین‌کننده آینده این صنعت است.

سپس به گلوگاه زنجیره تأمین می‌پردازیم: کمبود کشتی‌های نصب تخصصی (WTIV)  (تنها پنج کشتی در جهان قادر به نصب توربین‌های 15+ مگاواتی هستند) ظرفیت بنادر، و مواد معدنی حیاتی مانند عناصر نادر خاکی که 90٪ آن در کنترل چین است.

و در ادامه، شبکه برق را به عنوان «قربانی خاموش» این گذار معرفی می‌کنیم: کورتیمنت، قیمت‌های منفی و صف‌های اتصال 500 گیگاواتی در اروپا، نشانه‌های یک بحران ساختاری در شبکه‌های برق جهان هستند.

همچنین مجوزدهی و تسریع فرآیندها نیز یکی از بزرگ‌ترین موانع است: در برخی بازارها، اخذ مجوز نزدیک به یک دهه طول می‌کشد. اما مدل‌های موفق — از «منافع عمومی بالاتر» در آلمان تا «یک-stop shop» در کره جنوبی و پلتفرم دیجیتال EVOSS در فیلیپین — نشان می‌دهند که اصلاحات جسورانه می‌تواند زمان‌ها را به نصف کاهش دهد.

و در نهایت، توربین‌های شناور (Floating Wind) که مرزهای نهایی این صنعت هستند. با وجود پتانسیل 90 گیگاواتی در آب‌های عمیق، تنها 1.5 گیگاوات قرارداد فعال وجود دارد. چرا؟ یک مقاله، ریشه‌های این شکاف 60 برابری را می‌کاود.

بخش سوم: سیاست‌گذاری، مالی و اقتصاد

در ادامه به طراحی‌های اقتصادی می‌رسیم؛ طراحی مناقصات و قراردادهای تفاوت (CFD) — از قیمت‌های منفی که در آلمان و هلند شکست خوردند، تا CFDهای دوجهته که به استاندارد طلایی تبدیل شده‌اند. مناقصه AR7 بریتانیا با تخصیص 8.4 گیگاوات و قیمت 91.20 پوند به ازای هر مگاوات‌ساعت، نشان می‌دهد که شفافیت، شاخص‌سازی و مدت قرارداد کافی کلید بانک‌پذیری پروژه‌هاست. تأمین مالی و سرمایه‌گذاری — از FIDهای 33 میلیارد یورویی در اروپا تا نقش بانک‌های توسعه چندجانبه (MDB) و صندوق‌های ثروت ملی موضوع بعدی است و اینکه چگونه طبقه‌بندی باد فراساحلی به عنوان «زیرساخت حیاتی» می‌تواند هزینه سرمایه را کاهش دهد؟

در بخش بعدی به آمریکای شمالی خواهیم رسید که که به یک درس عبرت بدل شده و با پتانسیل عظیم، اکنون با دستورات اجرایی، توقف‌های ناگهانی و لغو مناطق اجاره‌ای مواجه است. به اقتصاد کلان و اثر ضریبی خواهیم پرداخت. از 516,000 شغل پیش‌بینی‌شده در برزیل تا 2050 تا احیای صنایع سنگین (فولاد، سیمان، آلومینیوم) و تولید هیدروژن سبز. باد فراساحلی، فراتر از تولید برق، یک موتور توسعه اقتصادی است.

و نهایتاً موضوع امنیت سایبری را مورد بررسی قرار می‌دهیم. با دیجیتالی شدن کامل نیروگاه‌های بادی، یک تهدید جدید ظهور کرده است. از حملات SCADA تا دستکاری داده‌های سنسور، این بخش نشان می‌دهد که امنیت سایبری باید به یک ستون جدایی‌ناپذیر از طراحی این صنعت تبدیل شود.

بخش چهارم: بازارهای نوظهور و چشم‌انداز آینده

در آسیا-پاسیفیک (بدون چین) ژاپن با مشکل FID، کره جنوبی با گذار از «Open Door» به «Government-led Planned Site»، ویتنام با تاخیر در PDP8، و فیلیپین با اصلاحات مالکیت خارجی و EVOSS.مورد بحث قرار می‌گیرند.

در آمریکای لاتین  برزیل با پتانسیل 1200 گیگاواتی و قانون 15,097/2025، کلمبیا با اولین مناقصه موفق، و شیلی به عنوان یک بازار نوظهور موضوع بحث ما خواهند بود.

در اروپا موضوع بازآفرینی (Repowering) برای ما جذاب است؛ 26 گیگاوات ظرفیت اروپا بالای 20 سال سن دارد و تا سال 2030، این رقم به 57 گیگاوات خواهد رسید. بازآفرینی می‌تواند تولید را سه برابر کند و تعداد توربین‌ها را 25٪ کاهش دهد. همچنین نوآوری‌های صنعتی — از چاپ سه‌بعدی فلزات (WAAM) که می‌تواند زمان تولید را 84٪ کاهش دهد، تا توربین‌های 20 مگاواتی و فراتر که LCOE را 5 تا 8 درصد کاهش می‌دهند، موضوعات جذاب بررسی در این قسمت خواهند بود.

و در نهایت، طرح اقدام 8 ماده‌ای GWEC  که یک نقشه راه برای دولت‌هاست. از تسریع مجوزها تا برق‌رسانی صنعتی، از همکاری‌های فرامرزی (بیانیه هامبورگ) تا سرمایه‌گذاری در نیروی انسانی. این مقاله پایانی، درواقع یک دعوت به اقدام است.

چرا سیاستگذار حوزه انرژی باید این مجموعه را بخواند؟

این مجموعه یک تحلیل مستند، چندلایه و واقع‌بینانه است. ما به داده‌ها تکیه می‌کنیم، منابع را ذکر می‌کنیم، و پیچیدگی‌ها را نادیده نمی‌گیریم. هدف ما این است که نشان دهیم باد فراساحلی، تنها یک فناوری تولید برق نیست؛ این یک انتخاب سیاستی بین وابستگی و استقلال، بین شکنندگی و تاب‌آوری، بین چرخه‌های بی‌پایان بحران سوخت فسیلی و یک آینده پایدار مبتنی بر انرژی‌های پاک و بومی است. اکنون باد فراساحلی به ستون فقرات اقتصاد الکترونیکی تبدیل شده است. آینده متعلق به کشورهایی است که این حقیقت را زودتر درک کنند و جسورانه‌تر عمل کنند./ تسنیم

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *