یادداشت

هویت شهر (۲)

✍️امیرحسین خدائی، پژوهشگر

معماری ایرانی، راه‌حل فراموش‌شده امروز و هویت کمرنگ شده شهرها

 

شهرها چگونه هویت خود را روایت می‌کنند؟

هویت هر شهر را می‌توان از دل معماری آن خواند؛ همان‌گونه که چهره هر انسان شخصیت او را آشکار می‌کند، سیمای شهر نیز روح، تاریخ و شیوه زیست آن را بازتاب می‌دهد. شهرهای تاریخی ایران، از یزد و اصفهان تا تبریز و شیراز، قرن‌ها با معماری ایرانی شناخته می‌شدند، معماری‌ای که بر تناسبات آرامش‌بخش، بازی نور و سایه، مصالح بومی، حیاط‌های درون‌گرا، ایوان‌ها و طاق‌ها استوار بود. این معماری نه‌تنها شهر را زیبا می‌کرد، بلکه آن را قابل زیستن، انسانی و کم‌مصرف می‌ساخت و در واقع روح شهر را تعریف می‌کرد.

با این حال، در سال‌های اخیر این پیوستگی ارزشمند در بسیاری از شهرها تضعیف شده است. ساخت‌وسازهایی بی‌ریشه و نامنسجم جای آن را گرفته‌اند؛ بناهایی که نه با اقلیم سازگارند، نه با حافظه تاریخی شهر و نه با نیازهای واقعی شهروندان.

معماری ایرانی، فرمول فراموش‌شده آسایش و انرژی

معماری ایرانی صرفاً مجموعه‌ای از فرم‌ها و تزئینات نیست؛ آینه‌ای از سبک زندگی، خرد اقلیمی و احترام به منابع است. در این معماری، اصولی مانند حیاط مرکزی، بادگیر، سایه‌بان‌های عمیق، رواق‌ها، دیوارهای قطور و استفاده از مصالح بومی فضاهایی ایجاد می‌کردند که با حداقل مصرف انرژی بیشترین آسایش حرارتی را فراهم می‌آوردند. آنچه امروز در ادبیات تخصصی جهان با عنوان *طراحی پایدار* یا *طراحی غیرفعال* شناخته می‌شود، در واقع تجربه‌ای است که قرن‌ها پیش در معماری ایرانی به کار گرفته شده بود.

وقتی فضا آشناست، حس تعلق شکل می‌گیرد

وقتی شهر بر اساس چنین الگوهایی شکل می‌گیرد، شهروندان با آن احساس نزدیکی بیشتری می‌کنند. فضاها برایشان آشنا، قابل فهم و آرامش‌بخش است. معماری در حقیقت زبان هویت شهر است؛ اگر این زبان اصیل باشد، شهر خوانا و ماندگار می‌شود و اگر این زبان مخدوش شود، هویت شهر نیز به‌تدریج کمرنگ خواهد شد.

سه بحران هم‌زمان شهرهای امروز ایران

امروز بسیاری از شهرهای ایران با سه بحران هم‌زمان روبه‌رو هستند: فرسایش هویت معماری، نوسازی نادرست بافت‌های فرسوده و مصرف بالای انرژی در ساختمان‌ها. این سه مسئله در ظاهر متفاوت‌اند، اما در ریشه به یک موضوع مشترک بازمی‌گردند؛ معماری‌ای که از هویت و اقلیم خود فاصله گرفته است.

بافت فرسوده، آخرین سنگر حافظه شهری

در این میان، بافت‌های فرسوده حساس‌ترین بخش شهر به شمار می‌آیند. این بافت‌ها فقط مسئله‌ای کالبدی یا ایمنی نیستند؛ بلکه آخرین حافظان حافظه شهری‌اند. زمین در این محلات صرفاً قطعه‌ای خام نیست؛ در آن‌ها الگوی زندگی ایرانی، مقیاس انسانی، ریتم معابر و حیاط‌های مرکزی هنوز قابل مشاهده و احیاست.

بازآفرینی یا نابودی؛ انتخابی سرنوشت‌ساز

اگر این بافت‌ها با الگوهای غلط، پرمصرف و بی‌هویت نوسازی شوند، شهر برای همیشه بخشی از ریشه‌های خود را از دست خواهد داد. اما اگر بازآفرینی آن‌ها بر اساس هویت و اقلیم انجام شود، همین محلات می‌توانند به موتور حیات شهری تبدیل شوند؛ محله‌هایی که هم مصرف انرژی را کاهش می‌دهند، هم گردشگری شهری را تقویت می‌کنند و هم حس تعلق اجتماعی را افزایش می‌دهند.

خط قرمز شهر در آینده؛ معماری بی‌توجه به انرژی

در این مسیر، معماری ایرانی مانعی برای توسعه نیست؛ بلکه می‌تواند راه‌حل توسعه پایدار باشد. سیاست‌گذاری شهری باید روشن و صریح باشد: معماری‌ای که هویت ایرانی و مدیریت انرژی را توأمان در نظر نگیرد، نمی‌تواند الگوی مناسبی برای شهر آینده باشد. ساختمان‌هایی بدون سایه‌بان، ایوان، عمق پنجره، تهویه طبیعی و مصالح بومی، یا نماهای تمام‌شیشه‌ای ناسازگار با اقلیم ایران، نمونه‌هایی از الگوهایی هستند که وابستگی زیادی به سیستم‌های پرمصرف دارند و در درازمدت قابل دفاع نیستند.

معماری ایرانی، هنر مدیریت انرژی بدون مصرف

معماری سنتی ایران نشان داده است که می‌توان انرژی را نه با مصرف بیشتر، بلکه با طراحی هوشمندانه مدیریت کرد. رواق‌ها و ایوان‌ها دمای فضا را تعدیل می‌کنند، حیاط مرکزی و آب‌نماها اقلیم خرد می‌سازند، بادگیرها جریان هوا را فعال می‌کنند و دیوارهای قطور تعادل حرارتی ایجاد می‌کنند.

معماری منظر، مکمل معماری ایرانی

حضور معماری ایرانی در شهر تنها به بناها محدود نمی‌شود. معماری منظر نیز نقش مهمی در شکل‌گیری هویت شهری دارد. سایه‌بان‌ها، آب‌نماها، باغچه‌های منظم، آجرکاری‌های خوش‌نقش و مسیرهایی با ریتم هماهنگ می‌توانند در فضاهای عمومی نیز همان هویت را بازتاب دهند.

پارک‌ها، نقطه آغاز بازگشت هویت

پارک‌ها از سریع‌ترین و ملموس‌ترین فضاها برای آغاز این بازگشت‌اند. پارک‌هایی با الگوی باغ ایرانی، آلاچیق‌هایی الهام‌گرفته از کوشک‌ها، مسیرهای باغی، دیوارک‌های آجری، آب‌راهه‌ها، نیمکت‌های سنتی و ورودی‌های ایرانی می‌توانند محیط‌هایی ایجاد کنند که در عین زیبایی، حامل فرهنگ و تاریخ باشند؛ فضاهایی که شهروندان در آن‌ها بی‌آنکه آموزشی مستقیم ببینند، با هویت خود آشنا می‌شوند.

معماری ایرانی و گردشگری

نمونه‌های موفق داخلی گواه این موضوع‌اند. اصفهان با میدان نقش‌جهان و پل خواجو، یزد با بافت خشتی، ماسوله و اورامانات با معماری پلکانی، تبریز با بازار تاریخی و شیراز با باغ‌های ایرانی، همگی نشان داده‌اند که معماری هویت‌دار می‌تواند گردشگری پایدار ایجاد کند.

در جهان نیز شهرهایی مانند پاریس، بارسلونا و استانبول با حفظ هویت معماری خود توانسته‌اند به مقاصد مهم گردشگری تبدیل شوند. شهری که معماری منسجم و هویت‌مند داشته باشد، علاوه بر زیبایی، می‌تواند موجب افزایش گردشگر، رونق خدمات شهری، رشد ارزش املاک و ایجاد درآمد پایدار برای مدیریت شهری شود.

باغ‌تالارها و مجموعه‌های پذیرایی، تجربه نخست شهر

باغ‌تالارها، عمارت‌ها و باغ‌رستوران‌ها از نخستین فضاهایی هستند که شهروندان و گردشگران تجربه می‌کنند. به همین دلیل استفاده از عناصر معماری ایرانی در طراحی آن‌ها می‌تواند نقشی مهم در معرفی هویت شهر داشته باشد. طاق‌ها، قوس‌ها، حیاط مرکزی، ایوان‌ها و آجرکاری‌های اصیل علاوه بر ایجاد زیبایی، ارزش اقتصادی و برندینگ این فضاها را نیز افزایش می‌دهند.

دروازه‌های شهری، نمادهای ماندگار

دروازه قرآن شیراز، دروازه تهران قزوین، ارک تبریز و دروازه‌های سمنان و یزد نمونه‌هایی از عناصر هویت‌ساز در شهرهای ایران هستند. امروزه نیز می‌توان ورودی شهرها، شهرک‌ها و روستاها را با الهام از همین عناصر ـ طاق‌های ایرانی، آجر و کاشی و قوس‌های سنتی ـ بازآفرینی کرد.

بازارها، پاساژها و ایستگاه‌ها، فضاهای اثرگذار

بازارهای سنتی ایران نشان داده‌اند که فضاهای تجاری نیز می‌توانند حامل هویت باشند. پاساژها با حیاط مرکزی، نورگیرهای سنتی و راسته‌های الهام‌گرفته از بازارهای تاریخی می‌توانند به فضاهایی جذاب تبدیل شوند. همچنین ایستگاه‌های مترو، پایانه‌ها، گمرک‌ها، عوارضی و مسیرهای حمل‌ونقل شهری نیز اگر با طاق‌ها، رواق‌ها و آجرکاری ایرانی طراحی شوند، معماری اصیل در زندگی روزمره شهروندان حضور پیدا می‌کند.

سنگفرش ایرانی، عنصر ساده اما مؤثر

حتی عناصری ساده مانند سنگفرش می‌توانند در هویت شهری نقش داشته باشند. سنگفرش‌های الهام‌گرفته از الگوهای سنتی، علاوه بر زیبایی، دوام بالا، ایمنی بیشتر و هزینه نگهداری کمتر دارند و می‌توانند در پیاده‌روها، میدان‌ها و پارک‌ها هویت بصری شهر را تقویت کنند.

نقش مدیریت شهری و دانشگاه‌ها در احیای هویت

احیای معماری ایرانی نیازمند همکاری هماهنگ مدیریت شهری، دانشگاه‌ها و جامعه حرفه‌ای است. شهرداری‌ها می‌توانند با تدوین ضوابط نما، طراحی هویت‌مند فضاهای عمومی، توسعه پارک‌های الهام‌گرفته از باغ ایرانی و ارائه بسته‌های سرمایه‌گذاری مبتنی بر معماری ایرانی این مسیر را با تفاهم با مراکز علمی و دانشگاه‌های برتر تقویت کنند.

در کنار این اقدامات، ارتباط مستمر با دانشگاه‌ها برای مشاوره تخصصی، آموزش مدیران، کارآموزی دانشجویان و حمایت از پژوهش‌ها و پایان‌نامه‌ها می‌تواند پیوند میان آموزش و اجرا را تقویت کند.

روش‌های تأمین مالی و اجرای طرح

پروژه‌های مبتنی بر معماری ایرانی می‌توانند از طریق مشارکت عمومی و خصوصی، BOT، تهاتر زمین، اوراق مشارکت و صندوق‌های سرمایه‌گذاری شهری تأمین مالی شوند. همچنین ایجاد دهکده‌های بوم‌گردی و بازارچه‌های تخصصی مصالح سنتی می‌تواند به احیای هویت، ایجاد اشتغال و رونق گردشگری کمک کند.

مصوبات تشویقی و کنترل ساخت‌وساز

تشویق سازندگان به استفاده از نماهای ایرانی، الزام معماری ایرانی در ساختمان‌های عمومی و کنترل پروژه‌های بی‌هویت از جمله ابزارهای اجرایی این تحول هستند.

معابر اصلی و ضرورت برنامه‌ریزی

خیابان‌ها و محورهای اصلی نخستین تصویر شهر را در ذهن شهروندان و گردشگران شکل می‌دهند و باید در اولویت اجرای عناصر هویت‌دار قرار گیرند.

پرسش نهایی که باید عمومی شود
در نهایت پرسشی ساده اما اساسی باید به یک مطالبه عمومی تبدیل شود:
*این ساخت و ساز ساختمان ها چه نسبتی با اقلیم، انرژی و هویت شهر دارد؟ *

جمع‌بندی

معماری هویت‌دار تنها یک انتخاب زیبایی‌شناسانه نیست؛ ابزاری فرهنگی و اقتصادی برای توسعه پایدار شهرهاست. احیای معماری ایرانی می‌تواند هم به کاهش مصرف انرژی کمک کند، هم گردشگری و اشتغال ایجاد کند و هم حس تعلق شهروندان به شهر را تقویت نماید.

معماری ایرانی صرفاً یادگار گذشته نیست؛ راهی برای آینده جذاب شهر است، راهی برای ساخت هویت شهری زیبا، آرام، کم‌مصرف و ریشه‌دار.

نوشته های مشابه